• صفحه اصلی
  • مفاخر روحانیت استان
  • شیوه نگارشی مقالات
  • اهداف جشنواره علامه بلادی
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • English
  • العربی
  • RSS
  • کد خبر : 2تاریخ ثبت : 1393/8/27 12:32:50
    مروری بر زندگینامه شهيد روحانی "ابوتراب عاشوري" در راستای معرفی روحانیون فاخر استان بوشهر

    مروری بر زندگینامه شهيد روحانی "ابوتراب عاشوري"

    عالم شهيد حاج شيخ ابوتراب عاشوري، فرزند شيخ عباس به سال 1312 شمسي در روستاي حيدري، از توابع دشتي در خانواده اي روحاني که سابقه اي ديرين (بيش از چهارصد ساله) در تبليغ داشتند، ديده به جهان گشود.

    زندگینامه

    عالم شهید حاج شیخ ابوتراب عاشوری، فرزند شیخ عباس به سال 1312 شمسی در روستای حیدری، از توابع دشتی در خانواده ای روحانی كه سابقه ای دیرین (بیش از چهارصد ساله) در تبلیغ داشتند، دیده به جهان گشود.

    خانواده شهید عاشوری از پدر و عموها گرفته تا پدربزرگ همه ازعلمای دین و ذاكران و ارادتمندان اهل بیت(ع) بودند. پدر شهید از معتمدان محل و مورد احترام همه ی مردم بود.

    شهید عاشوری تحصیلات مقدماتی فارسی و قرآن كریم را در كنار پدر و زیر نظر اساتید محلی ادامه داد تا این كه احساس نمود محیط و محدوده آن نمی تواند پاسخگوی استعداد شگرف او باشد. با این كه پدر و مادر دلبستگی خاصی به او داشتند، با توجه به استعداد و نبوغ او و تاكید اهل علم، مقدمات سفر او به نجف اشرف فراهم شد.

    هر چند در آغاز سفر مشكلات متعددی برای ورود او به عراق سد راه شد و تا مدتی در آبادان ماندگار گردید ولی در همین مدت نیز غافل نشد و از محضر اساتید آبادان مقدمات را فرا گرفت و با تلاش فراوان راهی نجف اشرف گردید.

    شهید عاشوری از همان لحظه ورود به حوزه علمیه نجف نبوغ و استعداد خود را نشان داد و در اندك زمانی مورد توجه علما و مراجع عالی قدر قرار گرفت.

    عاشوری كه از سن پنج سالگی در مسیر علم قرار گرفته بود در مدت كوتاهی به درجات عالی علمی رسید.

     

    فعالیت های فرهنگی و اجتماعی

    زندگی شهید عاشوری را می توان اینگونه ترسیم كرد: شهید، عالمی بود كه درس می داد؛ سخنرانی می كرد؛ حَكَم می شد؛ روابط خانوادگی را مستحكم می نمود؛ به فریاد گرفتاران می رسید؛ وضع مالی فقیران را سر و سامان می داد؛ جوانان را با كتاب، درس و فضیلت آشنا می ساخت؛ نماز جماعت می خواند و در خلال همه این اقدامات و فعالیت ها هر وقت فرصتی دست می داد و موفقیت ایجاب می كرد، زمینه یك حركت مردمی و اسلامی را پایه ریزی می كرد و پرده از چهره منافقانه رژیم بر می داشت و مردم را آگاه می ساخت. در تاسیس بناهای خیریه پیش قدم بود و در ایجاد كتابخانه، مسجد و حسینیه كوششی تمام داشت. كتابخانه شخصی او به نام حضرت ابوالفضل(ع)، دارای هزاران جلد كتاب بود كه مورد استفاده همه ی طبقات مردم به خصوص جوانان واقع می شد. به حدی نسبت به وجوه شرعی حساس بود كه در موقع شهادت فقط دو هزار و سیصد تومان ذخیره داشت. عاشق روضه و روضه خوانی بود و وقتی در نقطه ای مثلا امامزاده بوشهر منبر می رفت، از تمام محلات و مناطق اطراف برای استماع روضه ایشان در امامزاده جمع می شدند. در نماز عید فطر 1357 شمسی به شدت، دولت شریف امامی را استیضاح كرد.

    شهید عاشوری در مبارزات خود علیه رژیم پهلوی شجاعانه و بی پروا از استبدادی كه بر جامعه حكم فرما بود سخن می گفت و به رسوا نمودن رژیم می پرداخت، چنانچه بارها به دست ماموران ساواك بازداشت شد. با این حال با توجه به هدف مقدس و مقصد عالی ایشان و عزم راسخی كه درباره احیای احكام الهی داشت هر مشكلی را با جان و دل خریدار بود و آشكارا به رسوا نمودن رژیم پرداخت و با جان و دل از انقلابیون حمایت می كرد.

    شهید عاشوری برای بالا بردن سطح فكر جوانان و نوجوانان و زنده كردن روح مطالعه در آنان به تاسیس كتابخانه های متعدد همت گماشت و برای بانوان به تاسیس مكتب فاطمیه اقدام نمود.

     

    فعالیت های تبلیغی شهید عاشوری

    وقتی شهید عاشوری به درجه اجتهاد نایل گردید برای دیدار از بستگان و خانواده به ایران مراجعت كرد. وی به علت شرایط خاص عراق در قم سكونت گزید و در ماه های محرم، صفر و رمضان به بوشهر می آمد و به تبلیغ احكام و روشنگری مردم می پرداخت، ولی از تحصیل و كسب كمالات بیشتر در حوزه ی علمیه قم غافل نبود. به علت حسن معاشرت و تسلط كامل بر كلام و مسائل علمی و شرعی و در خواست مردم بوشهر از محضر آیت الله العظمی حكیم، شهید عاشوری در بوشهر اقامت نمود و به تبلیغ پرداخت؛ جوانان را به منزل خود دعوت می كرد و به تدریس علوم قرآنی، فقه و اصول می پرداخت. هر چند این كار هم به آسانی امكان پذیر نبود و از طرف ساواك و ماموران امنیتی رژیم برای ایشان ایجاد مزاحمت می شد و در طول اقامت، ایشان پیوسته زیر نظر ماموران بودند، ولی هیچ گاه دست از فعالیت های علمی و تبلیغی بر نمی داشت. چندین بار او را ممنوع المنبر و ممنوع الخروج كردند و حتی در مسافرت به نقاط دیگر هم پیوسته ماموران مخفی او و سخنانش را زیر نظر داشتند.

     

    همراهی با امام خمینی(ره)

    شهید عاشوری در تمام مراحل زندگی امام خمینی (ره) با ایشان در ارتباط بود و یكی از مهم ترین شاگردان و مجریان فرامین امام(ره) به حساب می آمد و با شروع قیام خرداد 1342 شمسی و شروع مبارزات مردمی و رهبری امام خمینی(ره) شهید عاشوری نماینده حضرت امام (ره) و پرچمدار این نهضت در استان بوشهر بود و مستقیما با ایشان ارتباط داشت. همچنین در زمان اقامت امام (ره) در نجف اشرف و در پاریس با ایشان در ارتباط بود. در آن موقع اعلامیه ها و دستورات انقلابی از طریق دفتر شهید آیت الله قدوسی به بوشهر می رسید و شهید عاشوری با مدیریت و فداكاری خاصی تمام استان را در جریان فرامین قرار می داد.

    تا اینكه رژیم پهلوی تاب و تحمل این اقدامات انقلابی را نیاورد و در آذرماه 57 در زمان نخست وزیری ازهاری بخش نامه ای به همه استانداری ها صادر شد و همه استاندارها كمیسیونی از فرمانداران، مسئولان و به اصطلاح معتمدان محل تشكیل دادند. آنان طبق دستور موظف شدند راه چاره ای برای مهار تظاهرات و قیام مردمی پیدا كنند و عوامل اصلی آن را از بین ببرند. در نتیجه استانداری بوشهر نیز با هماهنگی نیروهای نظامی، انتظامی و ساواك به اتفاق نظر در جلسه خود نظر داد كه مهمترین عامل بسیج نیروهای مردمی استان بوشهر كسی جز شیخ ابوتراب عاشوری نیست؛ بنابراین تصمیم گرفته شد این روحانی برجسته را از بین ببرند (سند این مذاكرات پس از پیروزی انقلاب در ساواك و استانداری بوشهر به دست آمد) از تهران در این مورد كسب تكلیف شد و فوری دستور اجرای این توطئه به ماموران استان داده شد.

     

    شهید عاشوری و مبارزه با رژیم طاغوت

    شهید عاشوری از همان سال های اولیه ی اقامت در قم و تبلیغات ایشان در ماه های محرم، صفر و رمضان در استان بوشهر از مجالس كمال استفاده را می كرد و در كار بیان مطالب علمی و دینی به افشاگری می پرداخت.

    روی همین اصل رژیم طاغوت و ستم شاهی در تمام موارد و ساعات تدریس، سخنرانی و تبلیغ مراقب ایشان بود و اكثر مواقع برای ایشان مزاحمت ایجاد می كرد و طبق اسناد بدست آمده در تمام طول سال های حضور شهید حاج شیخ ابوتراب عاشوری در ایران به خصوص در استان بوشهر، ماموران ساواك فعالیت های ایشان را زیر نظر داشتند و به تهران گزارش می دادند. اهمیت حضور او در استان بوشهر برای رژیم به حدی بود كه حتی در مورد تدریس و فعالیت های علمی ایشان نیز سختگیری می كردند، و به خصوص از سال 42 و ارتباط ایشان با حضرت امام (ره)، انعكاس نظریات رهبر انقلاب به مردم استان، هدایتگری و افشاگری ایشان در این زمینه باعث شد كه رژیم تمام نیروهای امنیتی، نظامی و سیاسی خویش را در استان بوشهر بسیج نماید و برای نابودی و شهادت شهید عاشوری اقدامات نظامی و تعرضی را انجام دهد. روی همین اصل چاره ای جز شهادت ایشان ندیدند به همین منظور جلسه ای در آبان سال 57 شمسی در استانداری بوشهر تشكیل شد و تمام نیروها و سازمان های نظامی، انتظامی، ساواك، شهربانی و استانداری در آن شركت داشتند و نتیجه جلسه این بود كه برای آرام كردن قیام مردم بوشهر یك راه بیشتر وجود ندارد و آن هم "خارج كردن شخصی بنام حاج شیخ ابوتراب عاشوری از بوشهر" می باشد.

    این تصمیم شوم به تهران اعلام و فورا دستور اجرای آن به مسئولان و ماموران داده شد.

     

    چگونگی شهادت

    شهادت عاشوری یكی از جریان های استثنایی در تاریخ شهید و شهادت در دوره انقلاب اسلامی است، زیرا شهدای روحانی ما در شكنجه گاه ها و زندان ها یا در تظاهرات و بعد از انقلاب در محراب به شهادت رسیده اند، ولی شهید عاشوری در روز سیزدهم آبان، هنگامی كه مشغول وضو گرفتن بود، پس از حمله مزدوران پهلوی با شلیك مستقیم چند گلوله در حضور خانواده ی خویش به شهادت رسید.

    از شهید ابوتراب عاشوری چهار فرزند پسر به نام های روح الله، محمد صادق (معروف به حبیب)، محمد باقر، رضا و پنج فرزند دختر به نام های زهرا، معصومه، صدیقه، فاطمه و رقیه به یادگار مانده است.

    حجت الاسلام محمد صادق (حبیب)عاشوری فرزند شهید عاشوری با اشاره به ویژگی های برجسته ی پدرش می گوید: «اخلاص و صداقت از جمله ویژگی ایشان بود؛ ایشان هر كاری را كه انجام می داد فقط برای رضای خدا بود و اگر احساس می كرد ذره ای تظاهر در كاری است یا منجر به خودنمایی می شود انجام نمی داد.

    و یكی دیگر از ویژگی های ایشان هم این بود كه از همان سال های اولیه تا موقع شهادت لحظه ای از تبلیغ، ارشاد، ذكر و اظهار عشق به اهل بیت(ع) باز نایستاد.»

     

    خاطره ای از شهید عاشوری به نقل از محمد صادق فرزند شهید

    محمد صادق عاشوری فرزند شهید ابوتراب عاشوری با بیان خاطره ای از پدر خود می گوید:

    «روز دوازدهم آذر یعنی یك روز قبل از شهادت پدرم كوچه ی ما و اطراف خانه را كنترل كرده بودند و اجازه نمی دادند كسی داخل و خارج شود. در آن موقع بنده حدود دوازده سال داشتم. پدر كه كمی كسالت داشت، در منزلی در نزدیكی خانه ی خودمان، متعلق به یكی از محترمان محل بود و حدود ساعت دو بعدازظهر در حال تجدید وضو به شهادت رسید. در آن زمان اختناق و كنترل به حدی شدید بود كه تا روز بعد هم ما از جریان شهادت پدر اطلاعی نداشتیم تا اینكه چند نفر از بستگان به خانه ما آمدند و تازه متوجه شدند كه ما از جریان اطلاعی نداریم. با اینكه رژیم تهدید كرده بود كسی به تشییع جنازه نرود با این همه در آن جو تعداد زیادی از مردم در تشییع جنازه تا چغادك شركت كردند. قبل از پیروزی انقلاب هم در یكی از روزها مردم بوشهر با پای پیاده تا چغادك بر سر مزار عاشوری راهپیمایی كردند.»

     

    []

    همگام با شهداي انقلاب در بوشهر(1): شهيد حاج شيخ ابوتراب عاشوري

    عالم شهيد حاج شيخ ابوتراب عاشوري، فرزند شيخ عباس به سال 1312 شمسي در روستاي حيدري، از توابع دشتي در خانواده اي روحاني که سابقه اي ديرين (بيش از چهارصد ساله) در تبليغ داشتند، ديده به جهان گشود. خانواده شهيد عاشوري از پدر و عموها گرفته تا ...

    همگام با شهداي انقلاب در بوشهر(1): شهيد حاج شيخ ابوتراب عاشوري

    زندگينامه : عالم شهيد حاج شيخ ابوتراب عاشوري، فرزند شيخ عباس به سال 1312 شمسي  در روستاي حيدري، از توابع دشتي در خانواده اي روحاني که سابقه اي ديرين (بيش از چهارصد ساله) در تبليغ داشتند، ديده به جهان گشود.

    خانواده شهيد عاشوري از پدر و عموها گرفته تا پدربزرگ همه ازعلماي دين و ذاکران و ارادتمندان اهل بيت(ع)  بودند. پدر شهيد از معتمدان محل و مورد احترام همه ي مردم بود.

    شهيد عاشوري تحصيلات مقدماتي فارسي و قرآن کريم را در کنار پدر و زير نظر اساتيد محلي ادامه داد تا اين که احساس نمود محيط و محدوده آن نمي تواند پاسخگوي استعداد شگرف او باشد. با اين که پدر و مادر دلبستگي خاصي به او داشتند، با توجه به استعداد و نبوغ او و تاکيد اهل علم، مقدمات سفر او به نجف اشرف فراهم شد.

    هر چند در آغاز سفر مشکلات متعددي براي ورود او به عراق سد راه شد و تا مدتي در آبادان ماندگار گرديد ولي در همين مدت نيز غافل نشد و از محضر اساتيد آبادان مقدمات را فرا گرفت و با تلاش فراوان راهي نجف اشرف گرديد.

    شهيد عاشوري از همان لحظه ورود به حوزه علميه نجف نبوغ و استعداد خود را نشان داد و در اندک زماني مورد توجه علما و مراجع عالي قدر قرار گرفت.

    عاشوري که از سن پنج سالگي در مسير علم قرار گرفته بود در مدت کوتاهي به درجات عالي علمي رسيد.

     

    فعاليت هاي فرهنگي و اجتماعي

    زندگي شهيد عاشوري را مي توان اينگونه ترسيم کرد: شهيد، عالمي بود که درس مي داد؛ سخنراني مي کرد؛ حَکَم مي شد؛ روابط خانوادگي را مستحکم مي نمود؛ به فرياد گرفتاران مي رسيد؛ وضع مالي فقيران را سر و سامان مي داد؛ جوانان را با کتاب، درس و فضيلت آشنا مي ساخت؛ نماز جماعت مي خواند و در خلال همه اين اقدامات و فعاليت ها هر وقت فرصتي دست مي داد و موفقيت ايجاب مي کرد، زمينه يک حرکت مردمي و اسلامي را پايه ريزي مي کرد و پرده از چهره منافقانه رژيم  بر مي داشت و مردم را آگاه مي ساخت. در تاسيس بناهاي خيريه پيش قدم بود و در ايجاد کتابخانه، مسجد و حسينيه کوششي تمام داشت. کتابخانه شخصي او به نام حضرت ابوالفضل(ع)، داراي هزاران جلد کتاب بود که مورد استفاده همه ي طبقات مردم به خصوص جوانان واقع مي شد. به حدي نسبت به وجوه شرعي حساس بود که در موقع شهادت فقط دو هزار و سيصد تومان ذخيره داشت. عاشق روضه و روضه خواني بود و وقتي در نقطه اي مثلا امامزاده بوشهر منبر مي رفت، از تمام محلات و مناطق اطراف براي استماع روضه ايشان در امامزاده جمع مي شدند. در نماز عيد فطر 1357 شمسي به شدت، دولت شريف امامي را استيضاح کرد.

    شهيد عاشوري در مبارزات خود عليه رژيم پهلوي شجاعانه و بي پروا از استبدادي که بر جامعه حکم فرما بود سخن مي گفت و به رسوا نمودن رژيم مي پرداخت، چنانچه بارها به دست ماموران ساواک بازداشت شد. با اين حال با توجه به هدف مقدس و مقصد عالي ايشان و عزم راسخي که درباره احياي احکام الهي داشت هر مشکلي را با جان و دل خريدار بود و آشکارا به رسوا نمودن رژيم پرداخت و با جان و دل از انقلابيون حمايت مي کرد.

    شهيد عاشوري براي بالا  بردن سطح فکر جوانان و نوجوانان و زنده کردن روح مطالعه در آنان به تاسيس کتابخانه هاي متعدد همت گماشت و براي بانوان به تاسيس مکتب فاطميه اقدام نمود.

     

    فعاليت هاي تبليغي شهيد عاشوري

    وقتي شهيد عاشوري به درجه اجتهاد نايل گرديد براي ديدار از بستگان و خانواده به ايران مراجعت کرد. وي به علت شرايط خاص عراق در قم سکونت گزيد و در ماه هاي محرم، صفر و رمضان به بوشهر مي آمد و به تبليغ احکام و روشنگري مردم مي پرداخت، ولي از تحصيل و کسب کمالات بيشتر در حوزه ي علميه قم غافل نبود. به علت حسن  معاشرت و تسلط کامل بر کلام و مسائل علمي و شرعي و در خواست مردم بوشهر از محضر آيت الله العظمي حکيم، شهيد عاشوري در بوشهر اقامت نمود و به تبليغ پرداخت؛ جوانان را به منزل خود دعوت مي کرد و به تدريس علوم قرآني، فقه و اصول مي پرداخت. هر چند اين کار هم به آساني امکان پذير نبود و از طرف ساواک و ماموران امنيتي رژيم براي ايشان ايجاد مزاحمت مي شد و در طول اقامت، ايشان پيوسته زير نظر ماموران بودند، ولي هيچ گاه دست از فعاليت هاي علمي و تبليغي بر نمي داشت. چندين بار او را ممنوع المنبر و ممنوع الخروج کردند و حتي در مسافرت به نقاط ديگر هم پيوسته ماموران مخفي او و سخنانش را زير نظر داشتند.

     

    همراهي با امام خميني(ره)

    شهيد عاشوري در تمام مراحل زندگي امام خميني (ره) با ايشان در ارتباط بود و يکي از مهم ترين شاگردان و مجريان فرامين امام(ره) به حساب مي آمد و با شروع قيام خرداد 1342 شمسي و شروع مبارزات مردمي و رهبري امام خميني(ره) شهيد عاشوري نماينده حضرت امام (ره) و پرچمدار اين  نهضت در استان بوشهر بود و مستقيما با ايشان ارتباط داشت. همچنين در زمان اقامت امام (ره) در نجف اشرف و در پاريس با ايشان در ارتباط بود. در آن موقع اعلاميه ها و دستورات انقلابي از طريق دفتر شهيد آيت الله قدوسي به بوشهر مي رسيد و شهيد عاشوري با مديريت و فداکاري خاصي تمام استان را در جريان فرامين قرار مي داد.

    تا اينکه رژيم پهلوي تاب و تحمل اين اقدامات  انقلابي را نياورد و در آذرماه 57 در زمان نخست وزيري ازهاري بخش نامه اي به همه استانداري ها صادر شد و همه استاندارها کميسيوني از فرمانداران، مسئولان و به اصطلاح معتمدان محل تشکيل دادند. آنان طبق دستور موظف شدند راه چاره اي براي مهار تظاهرات و قيام مردمي پيدا کنند و عوامل اصلي آن را از بين ببرند. در نتيجه استانداري بوشهر نيز با هماهنگي نيروهاي نظامي، انتظامي و ساواک به اتفاق  نظر در جلسه خود نظر داد که مهمترين عامل بسيج نيروهاي مردمي استان بوشهر کسي جز شيخ ابوتراب عاشوري نيست؛ بنابراين تصميم گرفته شد اين روحاني برجسته را از بين ببرند (سند اين مذاکرات پس از پيروزي انقلاب در ساواک و استانداري بوشهر به دست آمد) از تهران در اين مورد کسب تکليف شد و فوري دستور اجراي اين توطئه به ماموران استان داده شد.

     

    شهيد عاشوري و مبارزه با رژيم طاغوت

    شهيد عاشوري از همان سال هاي اوليه ي اقامت در قم و تبليغات ايشان در ماه هاي محرم، صفر و رمضان در استان بوشهر از مجالس کمال استفاده را مي کرد و در کار بيان مطالب علمي و ديني به افشاگري مي پرداخت.

    روي همين اصل رژيم طاغوت و ستم شاهي در تمام موارد و ساعات تدريس، سخنراني و تبليغ مراقب ايشان بود و اکثر مواقع براي ايشان مزاحمت ايجاد مي کرد و طبق اسناد بدست آمده در تمام طول سال هاي حضور شهيد حاج شيخ ابوتراب عاشوري در ايران به خصوص در استان بوشهر، ماموران ساواک فعاليت هاي ايشان را زير نظر داشتند و به تهران گزارش مي دادند. اهميت حضور او در استان بوشهر براي رژيم به حدي بود که حتي در مورد تدريس و فعاليت هاي علمي ايشان نيز سختگيري مي کردند، و به خصوص از سال 42 و ارتباط ايشان با حضرت امام (ره)، انعکاس نظريات رهبر انقلاب به مردم استان، هدايتگري  و افشاگري ايشان در اين زمينه باعث شد که رژيم تمام نيروهاي امنيتي، نظامي و سياسي خويش را در استان بوشهر بسيج نمايد و براي نابودي و شهادت شهيد عاشوري اقدامات نظامي و تعرضي را انجام دهد. روي همين اصل چاره اي جز شهادت ايشان نديدند به همين منظور جلسه اي در آبان سال 57 شمسي در استانداري بوشهر تشکيل شد و تمام نيروها و سازمان هاي نظامي، انتظامي، ساواک، شهرباني و استانداري در آن شرکت داشتند و نتيجه جلسه اين بود که براي آرام کردن قيام مردم بوشهر يک راه بيشتر وجود ندارد و آن هم "خارج کردن شخصي بنام حاج شيخ ابوتراب عاشوري از بوشهر" مي باشد.

    اين تصميم شوم به تهران اعلام و فورا دستور اجراي آن به مسئولان و ماموران داده  شد.

     

    چگونگي شهادت

    شهادت عاشوري يکي از جريان هاي استثنايي در تاريخ شهيد و شهادت در دوره انقلاب اسلامي است، زيرا شهداي روحاني ما در شکنجه گاه ها و زندان ها يا در تظاهرات و بعد از انقلاب در محراب به شهادت رسيده اند، ولي شهيد عاشوري در روز سيزدهم آبان، هنگامي که مشغول وضو گرفتن بود، پس از حمله مزدوران پهلوي با شليک مستقيم چند گلوله در حضور خانواده ي خويش  به شهادت رسيد.

    از شهيد ابوتراب عاشوري چهار فرزند پسر به نام هاي روح الله، محمد صادق (معروف به حبيب)، محمد باقر، رضا  و پنج فرزند دختر به نام هاي زهرا، معصومه، صديقه، فاطمه و رقيه به يادگار مانده است.

    حجت الاسلام محمد صادق (حبيب)عاشوري فرزند شهيد عاشوري با اشاره به ويژگي هاي برجسته ي پدرش مي گويد: «اخلاص و صداقت از جمله ويژگي ايشان بود؛ ايشان هر کاري را که انجام مي داد فقط براي رضاي خدا بود و اگر احساس مي کرد ذره اي تظاهر در کاري است يا منجر به خودنمايي مي شود انجام نمي داد.

    و يکي ديگر از ويژگي هاي ايشان هم اين بود که از همان سال هاي اوليه تا موقع شهادت لحظه اي از تبليغ، ارشاد، ذکر و اظهار عشق به اهل بيت(ع) باز نايستاد.»

     

    خاطره اي از شهيد عاشوري به نقل از محمد صادق فرزند شهيد

    محمد صادق عاشوري فرزند شهيد ابوتراب عاشوري با بيان خاطره اي از پدر خود مي گويد:

    «روز دوازدهم آذر يعني يک روز قبل از شهادت پدرم کوچه ي ما و اطراف خانه را کنترل کرده بودند و اجازه نمي دادند کسي داخل و خارج شود. در آن موقع بنده حدود دوازده سال داشتم. پدر که کمي کسالت داشت، در منزلي در نزديکي خانه ي خودمان، متعلق به يکي از محترمان محل بود و حدود ساعت دو بعدازظهر در حال تجديد وضو به شهادت رسيد. در آن زمان اختناق و کنترل به حدي شديد بود که تا روز بعد هم ما از جريان شهادت پدر اطلاعي نداشتيم تا اينکه چند نفر از بستگان به خانه ما آمدند و تازه متوجه شدند که ما از جريان اطلاعي نداريم. با اينکه رژيم تهديد کرده بود کسي به تشييع جنازه نرود با اين همه در آن  جو تعداد زيادي از مردم در تشييع جنازه تا چغادک شرکت کردند. قبل از پيروزي انقلاب هم در يکي از روزها مردم بوشهر با پاي پياده تا چغادک بر سر مزار عاشوري راهپيمايي کردند.»

    اخبار مرتبط
      کلمات کلیدی
      ثبت دیدگاه